خرید بک لینک
ز آشفتگی حال من آگاه کی شود / آن را که دل نگشت گرفتار این کمندمایل بودم که درمورد کلاس درس بنویسم، بخش زیادی از انرژی و تمرکزم در چند ماهی که گذشت، روی بچهها متمرکز بود. به همین علت کمتر فرصت میشد که وبلاگ رو به روز کنم.معلم بودن چیزی در حدودِ پدر و مادر بودن

برچسب: نویسنده: طاها مهدوی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 5:22

إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ
ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريدهايم.

سوره قمر / آیهی ۴۹

برچسب: نویسنده: طاها مهدوی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 5:22

بحریست بحر عشق که هیچش کرانه نیستآنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیستدرمورد این بیت بحث بسیار است، از «راه» تا «بحر» و از «کناره» تا «کرانه».اما بین تمام بحثها داشتم به جایگزینی «بحر» با «راه» میان

برچسب: نویسنده: طاها مهدوی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 5:22

نشسته بودم. مرا به تماشا نشسته بودی و ما را. تنها بودی و بودیم. زمان که تو بودی و بر ما میگذشت.
قطعه قطعه بودیم و متصل. در انتظار عبور بودیم، این سو.
راهها بر ما گشودی و در آنها گام ننهادیم. زنده بودیم و مرگ.

_ میبینیش؟
_ بله. از این به بعد باید چیکار کنیم؟
_ باید حرکت کنیم. مشخصه. نیست؟
_ چرا، اما به کدوم سمت؟
_ در واقع به هر سمتی که حرکت کنیم، در حال حرکت به سمت اون هستیم.
_ تنهایی هم میشد.
_ میشه، اما وقتی که چشمی برای دیدن نداریم. برای دیدنش.

برچسب: نویسنده: طاها مهدوی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 5:22

اگر نمیتونیم آینده رو بسازیم بهتره گذشته رو ترمیم کنیم.

برچسب: نویسنده: طاها مهدوی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 5:22

صفحه بندی